«پشت پنجرههای انتظار»
اقتصادی
بزرگنمايي:
پیام آذری - به گزارش خبرنگار دفاعپرس از اردبیل، کتاب «» مجموعهای از خاطرات 6 نفر از همسران صبور آزادگان استان اردبیل است که با قلم «لیلا نظری» تالیف و در سال 1396 توسط «انتشارات خط هشت» در 1000 نسخه با حمایت اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاعمقدس استان اردبیل به چاپ رسیده است.
این کتاب داستان بانوانی است که اگرچه جسم همسران قهرمانشان در دام سربازان دژخیم بعثی پشت دیوارهای سنگی و بتنی و میلههایی که آنها را از دنیای بیرون جدا کرده گرفتار بودند، اما روحشان رها شد و لحظه به لحظه صبر کردند و انتظار کشیدند تا از خودشان تندیسی از صبر تراشیدند.
بیشتر بخوانید: اخبار روز خبربان
این کتاب ندای قلبهای این بانوان صبور است؛ آنهایی که در هنگام بیان خاطراتشان و در لابهلای مرور داستان زندگیشان گاه میخندند، گاه گریه میکنند و چشمهای اشکبارشان برایمان حرفهای بسیار دارند.
در بخشی از این اثر آمده است:
قرار بود به استقبال جمشید به سراب برویم. رفته بودم توی تنور، باقی مانده خاکسترها را تمیز میکردم. با خود میگفتم: «خدایا یعنی این روز را هم برایم تدارک دیده بودی و من نمیدانستم!»
همسایهها دستی به سر و روی کوچه کشیدند و همه جا را تزیین کردند. ساعت 9 صبح بود که ما را سوار مینیبوس کردند و راه افتادیم.
ساعت از یازده هم گذشته بود که به سراب رسیدیم. چند ساعتی آنجا منتظر ماندیم. کمکم باورهایم داشت توی ذهنم به سراب تبدیل میشد.
به هر کدام از بچهها شاخه گلی داده بوند تا به پدرشان بدهند. «شهرام» هم انگار از قضئیه بیخبر بود. داد میزد و بالا و پایین میپرید و همش میگفت: «عموم داره میاد.»
گفتم: «مادر مرده، عموت شهید شده، پدرته که داره میاد!»
انتهای پیام/
اداره کل حفظ آثار دفاعمقدس استان اردبیل
-
شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۴:۳۶:۲۷
-
۷ بازديد
-

-
پیام آذری
لینک کوتاه:
https://www.payameazari.ir/Fa/News/809691/