زندانیها باید ثابت کنند که توبه واقعی کردهاند
سیاسی
بزرگنمايي:
پیام آذری - به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در اوایل فروردین 1361 مجله «رجعت» گفتوگوی مفصلی را با حجتالاسلام موسوی تبریزی دادستان وقت انقلاب انجام داد و از او درباره وضعیت زندانیان سیاسی به ویژه مجاهدین خلق پرسید که از چند ماه قبل از آن وارد فاز مسلحانه در مقابل نظام نوپای جمهوری اسلامی شده بودند. آنچه از نظرتان میگذرد، بخشی از این مصاحبه است که روز دوشنبه 16 فروردین 1361 توسط روزنامه اطلاعات بازنشر شد:
من همانطور که گفتم از اول در جریان فکری بچهها بودهام و کسی نبودم که مثل بعضی از برادران خوبمان حتی از دور به این بچهها و افکار بچهها توجه داشته باشم. من خودم شاید در قم معروف بودم به اینکه هم تندرو هستم و هم جوانزده، در زمان انقلاب هم به این معروف بودم.
همچنین در جریانات گذشته انقلاب که مرتب با این بچهها کار میکردم، من میدانم که چه چیزی باعث میشود که این بچهها به سوی جریانی کشیده بشوند. یا از جریانی دور بشوند. میدانم که اکثریت قریب به اتفاق این بچههایی که الان در زندان هستند اینها روی جریاناتی کشیده شدهاند و مسلما به خودشان وابسته نیستند. اجنبی نیستند، خیانتکار نیستند، مزدور نیستند و نمیخواهند به مملکتشان خیانت بکنند. فقط جریاناتی اینها را کشانده است و خیال میکنند این کاری که میکنند خدمتی است به مملکت، هیچوقت احتمال نمیدهند این کار خدمتی است به آمریکا، و ضد آمریکا هم هستند. البته من این بچههایی را که نوعا دستگیر شدهاند میگویم، درباره سران این احتمال را نمیدهم چون آنها میدانند صد درصد به خاطر هوای نفس، ریاستطلبی و قدرتطلبی این کارها را میکنند و یا اینکه واقعا دستههای مرموزی اینها را وابسته کرده است. درباره سران من هیچ نوع حسن ظن ندارم و آنها هم ندارند واقعا میدانند جریانات چیست ولی این بچههایی که هوادار شدهاند و این کارها را میکنند روی این مسئله است.
و لذا وقتی که روز اول من دادستان انقلاب شدم، علیرغم اینکه در میان مردم این مسئله به وجود بیاید که به عنوان شخص قاطعی دادستان انقلاب شدهایم و حتما باید با کشتن و اعدام این مسئله را حل کنیم، در تبریز هم تجربیات زیادی داشتم. در این زمینه ما در تبریز جریان عظیم خلق مسلمان را با 11 نفر اعدام مسئلهاش را حل کردیم، نرفتیم دنبال کشتن و گرفتن و بستن و اعدام. آنچه بیشتر در رابطه با جریان خلق مسلمان در تبریز حل شد با اینکه منافقین از نظر چهره مذهبی قویتر بودند و رسوخش در تبریز بیشتر بود ما با ارشاد و آگاهی بزرگترین نتیجه را گرفتیم و به هدف خودمان رسیدیم. ما الان در زندان تبریز شاید 5 نفر خلق مسلمانی نداریم. نه در زندان تبریز، بلکه در کل ایران. چون ما آنچنان ارشاد کردهایم، آنچنان آگاه کردهایم مردم را که اصلا نهتنها خلق مسلمانی نیستند بلکه صد درصد ضد حزب خلق مسلمانی در تبریز هستند.
همانهایی که در راهپیمایی عظیم خلق مسلمان جمع میشدند، الان حزبالله هستند و خوباند. این تجربه را گفتیم که باید اینجا هم پیاده بکنیم. البته مجرمین باید مجازات بشوند ولی آنهایی که فریب خوردهاند باید ارشاد بشوند و علیه همان مجرمین قیام کنند.
و اسلام هم همین را میگوید. اسلام اصل را بر ارشاد میگذارد. وقتی میبینیم که قرآن به حضرت موسی دستور میدهد که اذهب الی فرعون انه طغی و انه لیتذکر و تخشی، نمیگوید برو با فرعون اول برو بجنگ، میگوید برو با او تبلیغ کن شاید برگردد. همه میتوانند برگردند. پس اصل بر ارشاد است. ما باید تمام امکاناتمان را برای ارشاد بگذاریم. باید در حد امکان لایکلف الله نفسا الا وسعها به اندازه وسعت ما خدا از ما تکلیف میخواهد. روز اولی که آمدم، در زندانها متاسفانه روزنامه نمیدادند، رادیو نمیدادند. روزهای اول بود، شلوغ بود، رادیو، روزنامه، تلویزیون و برنامههای ارشادی نبود. مبلغ نبود و همان روز اول که قدمم را به اوین گذاشتم اولین برنامهای که پیشنهاد کردم این بود که برای هر اتاقی باید یک تلویزیون بخرید. گفتند دو سه میلیون قیمتش است، گفتم باشد.
همان روز اول رفتند دنبال اینکه تلویزیون بخرند و به هر اتاقی یک تلویزیون دادیم و از آن طرف به قم رفتیم، و به برادرها گفتم الان روزانه مرتب دربند چندین ساعت برنامه دارند. اینجا برادران دربند 12 نفر در قزلحصار و اوین از برادران روحانی و مبلغ کار میکنند. روزی دو ساعت و نیم از تلویزیون برنامه پخش میشود. برنامههای درسی و تحقیقاتی و تبلیغاتی و گاهی هم فیلم پخش میشود و شاید قریب به یک ملیون تومان بیشتر کتاب خریدیم و دادهایم به زندانها.
آن وقت تمام اعمالی که اینجا انجام دادهایم به تمام زندانهای کشور هم بخشنامه کردهایم، گفتهایم تلویزیون بخرید پولش را میدهیم. رادیو بخرید پولش را میدهیم، و در اختیار بچهها وسایل تبلیغات بگذارید. حتی در تبریز خودشان در داخل کانون درست کردهاند همانجا وسایل تایپ دارند و فتوکپی دارند و استنسیل دارند و نمیدانم وسایل زیراکس دارند و خودشان تمام کارهایشان را میکنند و مجله داخلی هم پخش میکنند.
بعد از آنکه این کارها را انجام دادیم. واقعا همانطور که نظرمان بود، واقع شد. سیل استقبال از سوی برادرها و خواهرهای زندانی ما که یک خورده فریبخورده و بازیخورده بودند و انحرافات فکری داشتند، خوب به سوی ما جذب شدند و برگشتند.
به طوری که شاهدیم بسیاری از زندانیان وابسته به گروهکها ظاهرا نادم شدهاند و از رفتار و عملکرد گذشته خود اظهار ندامت شدید میکنند به نظر حضرتعالی این ندامت آنها تا چه اندازهای مورد قبول واقع خواهد شد و آیا در میزان محکومیت آنها موثر خواهد بود یا خیر و به طور کلی معیارهای توبه از نظر جنابعالی چیست؟
این ندامت را باید عملا نشان بدهند. توبه معنایش این نیست که آدم یک روز گناه بکند و فردایش بگوید استغفرالله. امام سجاد (ع) یک روایت دارد که در آن میفرماید آدم که گناه کرد توبهاش این است که وقتی توبه کرد آنقدر علیه و برخلاف آن گناه در راه ثواب کار بکند و قدم بردارد که آن گوشت و پوست و استخوانی که در زمان گناه داشت عوض بشود و آنها بریزد و عوض بشود و یک گوشت و استخوان تازه به وجود بیاید.
ما بیاییم در خیابان یک نفر را بکشیم و اینجا هم بیاییم که من توبه کردهام! این توبه کردن تنها این نیست که بگوییم توبه، نخیر همان قدری که تمام امکاناتمان در رفتار مثلا فلان گروه بوده، الان توبهاش این است که تمام امکاناتمان را در راه مبارزه با آن بگذاریم و در خط اسلام بگذاریم.
البته چون مسئولین مسئولیت دارند وقتی که یک نفر را که دیروز از آنها بوده و آمده و بگوید من توبه کردم، قهرا باید با دید احتیاط نگاه کنند و این زندانیان باید حق بدهند به مسئولین که درباره آنها یک مقدار با سوءظن نگاه کنند.
همین دختری که مرحوم آقای دستغیب را کشت این را یک شبانهروز میآورند میبینند ساده است و توبه کرده و تعهد میگیرند و آزادش میکنند و میرود آن کار را میکند.
این زندانیها باید به ما حق بدهند که ما نسبت به اینها سوءظن داشته باشیم. در یک جریانی بودهاند. باید واقعا برای ما ثابت بشود که از این جریان خارج شدهاند. ممکن است واقعا خارج شده باشند، ولی باید برای ما ثابت شده باشد و این به این زودی و لحظهای نیست.
این باید یک خورده جریان با تاریخ تاریخ بگذرد، زمان بگذرد. و در حین گذشت زمان اینها عملا ثابت کنند که از این جریان بریدهاند و برگشتهاند و ما نمیتوانیم شاهد باشیم کسانی را که بگویند ما توبه کردهایم و بعد بروند و زیرکی سازماندهی و عملیات انجام بدهند. جلوی این هم میایستیم که چنین کاری بکنند. دوباره این حالت نفاق را در زندان حفظ بکنند، به ما بگویند توبه کردهایم و در داخل عملیات انجام بدهد، ما دیدیم اینگونه کارها را جلویش گرفتیم با توجه به اینکه از آن کارها مشاهده کردیم، آزاد کردهایم و آن کارها را انجام دادهاند ما نسبت به اینها با یک حالت سوءظن باید نگرش داشته باشیم و لذا باید اینها عملا ثابت شود. باید ثابت بکنند که ما توبه واقعی کردهایم و دیگر برنخواهیم گشت به آن گروه، آن وقت دیگر محکومیت مسئلهای نیست؛ 10 سال، 15 سال باشد، 5 سال باشد، وقتی این مسئله ثابت شد، اینها آزاد خواهند شد و اینها را نگه نمیداریم که بیتالمال را به اینها بدهیم بخورند. چرا یک نیروی انسانی صالح خوب در بند باشد؟ میفرستیم اینها را جزو حزبالله بشوند و به اسلام و قرآن و مردم حزباللهی خدمت بکنند. البته این مسئله را عرض کنم که زندانیها فوری توقع نداشته باشند که تا ما گفتیم توبه کردیم آزادمان کنید. نمیگوییم دروغ گفتهاند، شاید هم راست میگوید ولی این حس در ما هست، چون میبینیم که بعضیها دروغ میگویند.
259
کد خبر 2045704
-
شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۸:۳۶
-
۱۱ بازديد
-

-
پیام آذری
لینک کوتاه:
https://www.payameazari.ir/Fa/News/809833/